Ghasre Abi
قصـــــــــــر آبـــــــی
 
تاریخ : پنجشنبه 24 فروردین 1391 | نویسنده : حمید رضا ا


کاش یادت نرود روی آن نقطه پر رنگ بزرگ

بین بی باوری آدم ها

یک نفر میخواهد که تو خندان باشی...

نکند کنج هیاهوی زمان

بروم از یادت...

ارسالی از غزل عزیز



تاریخ : پنجشنبه 24 فروردین 1391 | نویسنده : حمید رضا ا

بزار دستات و تو دستام تا یه ذره آروم بشم..
لیلی من باش تا مثل مجنون....مجنون بشم
نزار بی تو تنها............ لحظه هارو پر پر کنم
دو روز دنیا رو بی تو عزیزم........... من سر کنم

بزار فردا باز دوباره آفتابی شه...........
با تو شب و روزم روشن و رویایی شه
بزار فردا باز دوباره آفتابی شه...........
با تو شب و روزم روشن و رویایی شه

شیرین غصه های من باش ای نازنین
تک گل باغ عشق من باش ای نازنین

درد و بلات غصه هات به جونم.......نزار بیشتر ازاین چشم برات بمونم

ارسالی از sniper عزیز



تاریخ : پنجشنبه 24 فروردین 1391 | نویسنده : حمید رضا ا




دفتری بود که گاهی من و تو
می نوشتیم در آن
از غم و شادی و رویاهامان
از گلایه هایی که ز دنیا داشتیم
من نوشتم از تو:
که اگر با تو قرارم باشد
تا ابد خواب به چشم من بی خواب نخواهد آمد
که اگر دل به دلم بسپاری
و اگر همسفر من گردی
من تو را خواهم برد تا فراسوی خیال
تا بدانجا که تو باشی و من و عشق و خدا!!!
تو نوشتی از من:
من که تنها بودم با تو شاعر گشتم
با تو گریه کردم
با تو خندیدم و رفتم تا عشق
نازنیم ای یار
من نوشتم هر بار
با تو خوشبخترین انسانم…
ولی افسوس
مدتی هست که دیگر نه قلم دست تو مانده است و نه من!!!

ارسالی از غزل عزیز

همینجا از غزل بخاطر متنهای قشنگی که برام میفرسته تشکر میکنم



تاریخ : پنجشنبه 24 فروردین 1391 | نویسنده : حمید رضا ا


در خلوت كوچه هایم

باد می آید

اینجا من هستم ؛

دلم تنگ نیست....

تنها منتظر بارانم

تا قطره هایش بهانه ایی باشند

برای نم ناك بودن لحظه هایم

و اثباتی

بر بی گناهی چشمانم!

ارسالی از غزل عزیز



تاریخ : پنجشنبه 24 فروردین 1391 | نویسنده : حمید رضا ا

پرم از درد دلتنگی واسم راهی نمیمونه

توکه خوب و خوشی بی من بدون تو دلم خونه

ارسالی از غزل عزیز



تاریخ : جمعه 18 فروردین 1391 | نویسنده : حمید رضا ا


به قدری دلم تنگ میشه برات،که آب از سر فاجعه میگذره

زمین و زمان باخبر میشن و دلم آبروی منو میبره

به قدری دلم تنگ میشه برات،که نه میشه گفت و نه میشه نوشت

یه جور عجیبی که حس میکنم،تنم ترده از بوی عطر بهشت

تو دنیای کوچیک من شب به شب / چراغونی ماه و آه و غمه

مگه جای خالیتو پر میشه کرد؟ / تو نیستی،همیشه یه چیزی کمه

تو قلب اتاقم همیشه یه شمع / به یاد تو روشن می مونه تا صبح

مگه خواب راحت منو میبره؟ / چقدر جغد گریه میخونه تا صبح.



تاریخ : جمعه 18 فروردین 1391 | نویسنده : حمید رضا ا


تو میفهمی،ولی به روت نمیاری / چشات بسته است،ولی بیدار بیداری

تو میفهمی،ولی ازش گریزونی / شاید این عاشقو لایق نمیدونی

تو میفهمی،ولی جدی نمیگیری / چقدر بی اعتنا از پیش من میری

تو میفهمی،ولی شکت نمیذاره / تو چشمام خیره شی،بهم بگی آره

غریبی با من و احساس من تا کی؟ / روزام بدون تو حروم بشن تا کی؟

تا کی میخوای بگیری خوابو از چشمام؟ / نمیدونی مگه بی تو چقدر تنهام؟

حقیقت داره این احساس،باور کن / یه کم این عاشقو بشناس و باور کن

حقیقت داره هر چی تو چشام دیدی / بگو از کی به این مرده نفس میدی؟



تاریخ : جمعه 11 فروردین 1391 | نویسنده : حمید رضا ا

درختان به من آموختند:
که پایبندی هرکس به اندازه ی ریشه های اوست.
به هر درختی نمی توان تکیه کرد !!



تاریخ : پنجشنبه 10 فروردین 1391 | نویسنده : حمید رضا ا


اشــکم دارهــ میــریزه بشــور چشامـو بارون

چشم انتــظار دیــدن از زنــدگی بــریدم

انگار خــدا نمیــخواد بـازم تورو ببینـم

آخــه تــو هنــوز عشـق منــی

نکــنه بــری دلم رو بشکنــی

هنوزم طرز نگاتــو دوس دارمــ

خندهــ و اشــک چشــاتــو دوســــ دارمـــ

با چــه بهــونه داریــ کجـــا میــری نمیخـوام بهم بگـی مسافری

واسه عشقــمون همــش دلــواپسـم

بــدون کـه اگــه بــری یــه بـی کســم



چشــم انتظار و دوریـــ اخــه تــا کــی صبــوری

مـیخوامـــ پیشـــت بمـــونــم بهــم بـــگو چجـــوری

دلــم همـــش غــم دارهــ

انـــگار تورو کــم دارهــ بیـــا پیــشم بمــون تــو

دلـــم یـــه همـــدم دارهــ



آخــه تــو هنــوز عشـق منــی

نکــنه بــری دلم رو بشکنــی هنوزم

طرز نگاتــو دوس دارمــ

خندهــ و اشــک چشــاتــو دوســــ دارمـــ

با چــه بهــونه داریــ کجـــا میــری نمیخـوام بهم بگـی مسافری

واسه عشقــمون همــش دلــواپسـم

بــدون کـه اگــه بــری یــه بـی کســم



تاریخ : سه شنبه 8 فروردین 1391 | نویسنده : حمید رضا ا


عــبــور میکنم هــر روز ....

از کنــار نیمکت هــای خــالی پــارک....

طــوری که انـگــار کسـی .....

در نـیـمکـت هـای اخـریـن ....

انـتـظـارم را میـکـشد....

و بـه انـجـا کـه میـرسـم....

بــاید وانـمود کنم....

کــه بـاز هـم دیـر رسـیـده ام....


تاریخ : سه شنبه 8 فروردین 1391 | نویسنده : حمید رضا ا


یه روزی عاشقش بودم٬ چه روزایی رو سر کردم

باهام غریبه بود اما٬ گذشت تا عاشقش کردم

ما دو تاهم نفس بودیم٬ قسم به قطره اشکهامون

اما قسمت نشد باشیم٬ حالا خالیه دستامون

منم عاشق ترین بودم٬ تو چشماش عشق و می خوندم

یه عمری ضربه ها خوردم٬ ولی بازم پیشش موندم

ما دو تا جفت هم بودیم٬ رو عشق هم قسم خوردیم

اما رفت از پیشم ای وای٬ منو دل هر دومون مردیم

اگرچه خالیه دستم٬ هنوزم عاشقش هستم

نمی تونم برم تنها٬ بدجوری دل به اون بستم

منم اشکاش می آد یادم٬ آخه عشق و یادش دادم

دیدم جلوی چشمام رفت٬ چه ساده از دستش دادم

روزای روشن و شادش واسه اون٬ حسرت شبا بمونه واسه ما

اگه غصه هم نیاد سراغمون٬ دیگه فردا چی می مونه واسه ما..

آخه فردا چی میمونه واسه ما..

چرا درد منو هیچکی٬ تو این دنیا نمی دونه

چشام اسیر چشماشه٬ دلم تو حسرت اونه

یه روز خوش ندیدم من٬ از اون روزی که اون رفته

سراغش رو نمی گیرم٬ دیگه از روزای هفته

هنوز تو حسرت اونم٬ چرا رفته نمی دونم

شاید برگرده اون اما٬ دیگه پیشش نمی مونم

دلم از دست اون خونه٬ دیگه پیشم نمی مونه

براش می میرم و افسوس٬ که قدرم رو نمی دونه



تاریخ : سه شنبه 8 فروردین 1391 | نویسنده : حمید رضا ا


خوب فکر کن که من توی تنهاییات تو دلتنگیات
کی بودم برات و تا کجا موندم به پای تو
به خودت برگرد و ببین از همه دل کندمو
به تو وابستمو همه ی زندگیمو گذاشتم برای تو
منم قید همرو به خاطر تو زدم
که دیگه دل به کسی جز تو ندم
اینو بدون عاشق تو منم
منم قید همرو به خاطر تو زدم
که دیگه دل به کسی جز تو ندم
اینو بدون عاشق تو منم
خودتو بذار به جای من ببین چی میکشم
تو خیالمم نبود اینجوری عاشقت بشم
تو میگی فرقی نداره هر چی گفتم بیخوده
میگی راهمون جدا شد همه چی عوض شده
ولی تو هر چی بگی بازم پریشون توئم
باز مث گذشته آواره و حیرون توئم
منم قید همرو به خاطر تو زدم
که دیگه دل به کسی جز تو ندم
اینو بدون عاشق تو منم
منم قید همرو به خاطر تو زدم
که دیگه دل به کسی جز تو ندم
اینو بدون عاشق تو منم

از طرف sniper عزیز



تاریخ : سه شنبه 8 فروردین 1391 | نویسنده : حمید رضا ا

تو آهنگ صدای تو به دنبال یه تسکینم
صدایی تو جهانم نیست فقط تصویر می بینم
یه حسی از تو در من هست که می دونم تو رو دارم
واسه برگشتنت هر شب درارو باز می گذارم



تاریخ : دوشنبه 7 فروردین 1391 | نویسنده : حمید رضا ا


می پوشانم

دلتـنگی ام را

با بستری از کلمات

اما باز کسی در دلم

" تــــــو "

را صــدا می زنـــد ...



تاریخ : دوشنبه 7 فروردین 1391 | نویسنده : حمید رضا ا


ما فقیر نیستیم
فقط مجبوریم لباس های پارسال را
به اندازه امسال دوست بداریم!!!



(تعداد کل صفحات:3)     [1]  [2]  [3] 
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبمستر

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic