Ghasre Abi
قصـــــــــــر آبـــــــی
 
تاریخ : دوشنبه 29 خرداد 1391 | نویسنده : مریمی ***

گاه باید دیده فرو بست
باید خطر کرد
باید از حصار ترس و عادت گریخت
گاه باید رها شد
باید گسست بند های کهنه ی وابستگی را
باید خطر کرد
به همین خاطر مینویسم
هر آنچه که تا به حال در خفا نوشته ام
دلم ساده ست وصبور
بیقرار با واژه هایی ازجنس شعر
کاغذها,سالهاست ردپای شعرم رابه جان دارند
دلم ساکت است وآرام
مثل برکه ای تنها
کوزه ای داردلبریز از عطش
افتاده حال است ونرم
مثل خنکای نسیم صبحگاهی
آنطور که پرندگان در شاخسار دستهایش خانه دارند
کاری جز بخشیدن نمیداند
دلم کم سخن میگوید
شریک غصه نمیخواهد
محرم اسرار نمیخواهد
فقط گمشده ای دارد
که روزی پشت فضای مه آلود آرزوها گم شد
شاید گناه من بود
کاش مهربانتر بودم




تاریخ : دوشنبه 29 خرداد 1391 | نویسنده : مریمی ***



حال و روز تو را و

دلتنگی های سال به سال تو را و

تردید های تو را که

ضرب در عشق کنیم و

به توان دلواپسی برسانیم

تازه می شود من ... !




تاریخ : دوشنبه 29 خرداد 1391 | نویسنده : مریمی ***


حواسَت به دلت باشد

آن را هرجایی نگذار ...

این روزها دل را می دزدند

بعد که به دردشان نخورد

جایِ صندوقِ پست آن را

در سطل آشغال می اندازند

و تو خوب می دانی دلی که المثنی شد

دیگر دل نمی شود




تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1391 | نویسنده : حمید رضا ا



نه تو می مانی
نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه، نه، آیینه به تو خیره شده است
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی، آه از آیینه دنیا که چه ها خواهد کرد
گنجه دیروزت
پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف
بسته های فردا، همه ای کاش ای کاش...
ظرف این لحظه ولیکن خالیست
ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود
غم که از راه رسید
در این سینه بر او باز مکن
تا خدا یک رگ گردن باقیست
تا خدا هست، به غم وعده این خانه مده



تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1391 | نویسنده : حمید رضا ا


همیشه از آمدن ِ نـَ بر سر کلمات می ترسیدَم !
نـَ داشتن ِ تو ...نـَ بودن ِ تو ...
نـَ ماندن ِ تو ...
.

....

کاش اینبار حداقل دل ِ واژه برایم می سوخت
و خبری می داد از
نـَ رفتن ِ تو ..



تاریخ : جمعه 26 خرداد 1391 | نویسنده : مریمی ***



در دلم آرزوی آمدنت می میرد

رفته ای اینك ، اما آیا

باز برمی گردی ؟

چه تمنای محالی دارم

خنده ام می گیرد



تاریخ : جمعه 26 خرداد 1391 | نویسنده : مریمی ***


نگاهی روی دست هایم جا مانده بود

و من

به دنبال صاحبش

به هر کوچه سر زدم .

سال ها بعد

من بودم و نگاهی

که روی دستم مانده بود ...



تاریخ : جمعه 26 خرداد 1391 | نویسنده : مریمی ***


تنها قلبم را سوزاند و محو شد

اما هنوز هم گاهی، در تاریکی شب چشم هایم را می بندم

و خود را با قلب سوخته ام گرم می کنم...



تاریخ : جمعه 26 خرداد 1391 | نویسنده : مریمی ***



لنگه های چوبی در حیاطمان

گرچه کهنه اند و جیر جیر می کنند

محکمند !

خوش به حالشان

که لنگه ی همند .....




تاریخ : جمعه 26 خرداد 1391 | نویسنده : مریمی ***


فاصله را تو یادم دادی

وقتی با لبخند

دور شدی از من

فاصله یعنی تو...



تاریخ : پنجشنبه 25 خرداد 1391 | نویسنده : مریمی ***


رقیب من !

تو می دانی

آن نازنین یارت

ــ عشق نافرجام من ــ

هر نیمه شب در خواب من پرسه می زند ؟!

که هر شب سر همان قرار همیشگی

می آید و من از ترس خیانت از خواب می پرم ؟!



تاریخ : پنجشنبه 25 خرداد 1391 | نویسنده : مریمی ***


ه آرزوهای کوچک از دست رفته ات

و ترانه های ساده از یاد رفته ام

سوگند

که من هنوز

همان کودک دلواپسی هستم که روز و شب

پشت آن پنجره ی بسته ی سبز

رخساره ی جذاب تو را از دور میدیدم

وعذابم میداد.

بغض کمرنگی که در نی نی شیرین نگاهت

جانداشت.

غم تو،

شعر من ،

و هنوزی که در افسانه ی تو

غرق است دلم.



تاریخ : پنجشنبه 25 خرداد 1391 | نویسنده : مریمی ***



هفته ها می گذرد

و من از پنجره بیداری

کوچه یاد تو را می نگرم ... می بویم

و چنان آرامم که

کسی فکر نکرد

زیر خاکسترآرامش من

چه هیاهویی هست ... !

عاشقی هم دردی است ... !

و من از لحظه دیدار تو می دانستم

که به این درد

شبی

خواهم مرد ... ! خواهم مرد.....



تاریخ : پنجشنبه 25 خرداد 1391 | نویسنده : مریمی ***


قاصدکی

روی سنگ فرش خیابان

در انتظار یک دست ، یک فـوت

این همه رهگذر

کسی پیامی ندارد برای کسی ؟!

قصه ی این همه تنهایی را

قاصدک به کجا خواهد برد ؟!



تاریخ : پنجشنبه 25 خرداد 1391 | نویسنده : مریمی ***


یک گره ... دو گره

برایت کلاه می بافم

یک حرف ... دو حرف

برایم قصه می بافی !

چه اشتراک جالبی

من سر تو را گرم می کنم

تو دل مرا !



(تعداد کل صفحات:22)     [1]  [2]  [3]  [4]  [5]  [6]  [7]  [...] 
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبمستر

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات