Ghasre Abi
قصـــــــــــر آبـــــــی
 
تاریخ : جمعه 30 تیر 1391 | نویسنده : مریمی ***

آنقدر مرا از رفتنت نترسان
قرار نیست همیشه بمانیم
روزی همه رفتنی اند
ماندن به پای کسی معرفت میخواهد نه بهانه
حالا میگویم بلند میگویم
رفتی به درک .... لیاقت ماندن نداشتی



تاریخ : جمعه 30 تیر 1391 | نویسنده : مریمی ***



من آه می کشم

پشت سر هم می نویسم

از همه چیز شعر می سازم

از سلام های سرسنگینم

و خداحافظی هایت که همیشه بی جواب می ماند!

من دیگر خسته شده ام

از اینهمه حرف های تکراری

از اینهمه ... بگذریم...

نمی دانم چرا؟...

دلم بعد از تو

به چشم های کسی بند نمی شود!




تاریخ : جمعه 30 تیر 1391 | نویسنده : مریمی ***
هی فلانی!

زندگی شاید همین باشد:

یک فریبِ ساده و کوچک

آن هم از دستِ عزیزی که تو دنیا را جز برای او

و جز با او نمی خواهی.

من گمانم زندگی باید همین باشد.



تاریخ : سه شنبه 20 تیر 1391 | نویسنده : مریمی ***

اگه می‌دونستی یه بندر وقت رفتن كشتیها چقدر تــنها میشه
اگه می‌دونستی درخت كاج وقت پر كشیدن پرنده‌هاچه غمگین میشه
اگه می‌دونستی رفتنت چه آتیشی به جونم كشید این قدر راحت نمی‌گفتی
خــــــــــــــداحـــــــ ـــاف​ــــظ



تاریخ : سه شنبه 20 تیر 1391 | نویسنده : مریمی ***



اینجا دلتنگی است... سهم باران ها

سوز چشم باران چتر های باز است.

گرچه می بارد هنوز...

دل ما گریان است !



تاریخ : سه شنبه 20 تیر 1391 | نویسنده : مریمی ***



امروز دلم شکست باز از همان جای همیشگی ...

کاش می شد آخر اسمت نقطه ای گذاشت تا دیگر شروع نشوی ،

کاش می شد فریاد بزنم

پایان ... دلم خیلی گرفته ،

اینجا نمی توان به کسی نزدیک شد ،

آدم ها از دور دوست داشتنی ترند !



تاریخ : سه شنبه 20 تیر 1391 | نویسنده : مریمی ***


یک ساعت از بامداد گذشته و اشک در چشمانم حلقه زده............

آمده ام خداحافظی کنم!

مرا ببخشید

اگر پاره های تنم را جا می گذارم

خیال بازگشتن ندارم

لب و دهانم

چشم و گوشم

همه به یادگاری

می خواهم تنها بروم

سبک و آسوده!



تاریخ : یکشنبه 11 تیر 1391 | نویسنده : مریمی ***




قصه تلخ وداع
سراپای دلم را لرزاند
یاد او افتادم
که به یک سیب
دلش می خندید
و به یک آه بلند
نفسش عادت داشت
روبرو تا ته کوچه
زمین برفی بود
خوب در یادم هست
آسمان آبی بود
باد سردی به تماشا می شد
برگ زردی رقصیدن گرفت
او از آن کوچه گذشت
دل من باز گرفت




تاریخ : یکشنبه 11 تیر 1391 | نویسنده : مریمی ***



من آه می کشم

پشت سر هم می نویسم

از همه چیز شعر می سازم

از سلام های سرسنگینم

و خداحافظی هایت که همیشه بی جواب می ماند!

من دیگر خسته شده ام

از اینهمه حرف های تکراری

از اینهمه ... بگذریم...

نمی دانم چرا؟...

دلم بعد از تو

به چشم های کسی بند نمی شود!



تاریخ : یکشنبه 11 تیر 1391 | نویسنده : مریمی ***



هی فلانی!

زندگی شاید همین باشد:

یک فریبِ ساده و کوچک

آن هم از دستِ عزیزی که تو دنیا را جز برای او

و جز با او نمی خواهی.

من گمانم زندگی باید همین باشد.



تاریخ : دوشنبه 5 تیر 1391 | نویسنده : مریمی ***



خط استوای دستهای تو

دو قطب یخ بسته ی دستهای من

جغرافیای من و تو

هیچگاه به هم نمیرسند

داستان غم انگیزیست

خرگوش قطبی

هرگز

به سرزمین های استوایی نمیرسد ...

داستان غم انگیزیست ...



تاریخ : دوشنبه 5 تیر 1391 | نویسنده : مریمی ***



باور نکردی ...

باور نکردی که سکوت

همان حــــــــرف نگفته

همان نگاه مشتاق و پرپر

همان التهاب دیدار

و همان ....

همان هایی که هیچگاه

کلمه ایی برایش

متولد نشد ...




تاریخ : دوشنبه 5 تیر 1391 | نویسنده : مریمی ***




آقـای ِ شهـردار!

بـگوییـد

ایـن قـدرعـوض نکـننـد

رنـگ و روی ِ ایـن شـهرِ لـعنتـی را ...

ایـن پیـاده رو هـا ...

میـدان هـا ...

رنـگ و روی ِ دیـوار هـا ...

/خـاطراتـم/ دارنـد از بیـن می رونـد!



تاریخ : دوشنبه 5 تیر 1391 | نویسنده : مریمی ***



همه چیز را فروخته ام

جز آن صندلی که جای تو بود!

شاید آن روزی که برگشتی

خسته باشی



تاریخ : دوشنبه 5 تیر 1391 | نویسنده : مریمی ***



تو رفــــــتـــه ای ؛

و مـــن

عـــــــاشــــــقــانه های بی مخـــاطبـــم را...

به حــــراج گـــــذاشـــته ام...!!!



(تعداد کل صفحات:43)     [1]  [2]  [3]  [4]  [5]  [6]  [7]  [...] 
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبمستر

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic